مزایای ایجاد شده برای خریداران خدمات و تولیدات ایرانی پس از رونق اقتصاد داخلی

همانطور که الان وقتی یک گوشی تلفن همراه میخرید باید با هزاران شرط و با پرداخت هزینه ی بسیار روی هزینه ی اصلی گارانتی و ضمانت و خدمات پس از فروش ناقصی از واردکننده آن کالا دریافت کنید.
در حالی که در سایر کشور ها بدون هزینه اضافی میتوانند از نمایندگی آن کارخانه خدمات پس از فروش و گارانتی کامل دریافت کنند.
درصورت رونق محصولات داخلی ، خدمات پس از فروش آن محصولات نیز ارتقا می یابد و در نتیجه میتوانیم علاوه بر خرید و توسعه اقتصادی کشور خدمات پس از فروش کامل نیز از شرکت تولید کننده دریافت کنیم.
همچنین کالا با توجه به نیاز منطقه ای و بومی مردم تولید می شود ، نه اینکه ما مجبور به وفق دادن خود با محصول مورد نظر شویم.
بعنوان مثالی پیش پا افتاده ، با خرید گوشی ها دیگر زبان فارسی زبان اصلی این گوشی ها می باشد و نباید هزینه اضافی برای فارسی کردن آن ها پرداخت کنیم.
البته این مثال یک مثال پیش پا افتاده است.
در حالی که در حوزه های مختلف فرهنگی و اجتماعی مثال های بزرگتری در این حوزه وجود دارد.
فرهنگ درست مصرف کردن را جدی بگیریم
برای حمایت از کالای ایرانی، می بایست ابتدا فرهنگ درست مصرف کردن هر نوع کالایی از خوردنی و نوشیدنی تا پوشیدنی و سوار شدنی و امثالهم در کشور نهادینه شود. تا فرهنگ درست نشود، هیچ چیز درست نخواهد شد.

ما ایرانیان باید یادبگیریم که منابع محدودی داریم و باید راه و روش حرفه ای درست مصرف کردن را برای ایجاد ارزش افزوده بیشتر و بازدهی حداکثری فرا بگیریم. به نظر میرسد در سبک زندگی ایرانیان عصر ۱۴۰۰، آن چه که بیش از همه باید در دستور کار مسئولان و تئوریسین های اقتصادی و مدیریتی قرار بگیرد، نهادینه کردن الگوهای درست مصرف کردن کالا و خدمات باشد.
نقش آموزش و پرورش در حمایت از کالای ایرانی
نقش وزارت صنعت، معدن و تجارت در حمایت از کالای ایرانی
نقش وزارت ورزش و جوانان در حمایت از کالای ایرانی
نقش وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در حمایت از کالای ایرانی

باور غلط افکار عمومی مبنی بر کیفیت بالای کالاهای وارداتی
در کشور ما باوری بوجود آمده که کالایی که وارد کشور می شود، کالای با کیفیت تر از کالای تولید داخل است. این باور از دهه 30 و 40 در اذهان افکار عمومی جامعه شکل گرفت؛ یعنی زمانی که ایران به سمت صنعتی شدن قدم گذاشت که هر کالایی که از جهان غرب وارد کشور میشود؛ خاص، با کیفیت و هم تمدن کالایی با خود به همراه دارد.

متاسفانه مسئولین امر در آن دوره هم تلاش نکردند که این باور را تغییر دهند. کمکم این باور به مراتب بعد از پیروزی انقلاب تغییر کرد و به این سمت سوق داده شد که ما هم میتوانیم تولید داخل داشته باشیم. به عنوان مثال الان همه بر این باور هستیم که کشور ما قدرت موشکی منطقه را دارد. همچنین برخی کالاهای خوراکی هم منشاء ملی دارند مثل سس گوجه فرنگی خرسی که همه علاقمند به آن هستیم.

متاسفانه مردم ما به برخی کالاهای وارداتی، گرايش ويژه اي دارند و تا زمانی این روندها در کشور ما اتفاق نیافتد، واردات ما شکل میگیرد. به عنوان مثال با خرید تخم مرغی شانسی برای کودکان خود که اغلب هم در طول سال چندین بار رخ می دهد، تولید داخلی را نابود می کنیم. به همین سبب باید این باور را از همان سطوح فکری 2 الی 3 سال در فرزندان خود فراهم کنیم که تنها از تولید کالای داخل استفاده کنند و به جای خرید تخم مرغ شانسی که هم باور غلط شانس و اقبال را در اذهان فرزندان فراهم می کند و هم تشویق به خرید کالای وارداتی می کند را از بین ببریم.

در حال حاضر نباید یک ایرانی وجود داشته باشد که 700 نوع محصول تولید کند به نام made in iran که از آن تعریف یا تجمید شود، بلکه ایران باید به زنجیره تولید جهانی بپیوندد.

در دنیا زنجیره ای وجود دارد که هر کشوری در آن نقشی ایفا می کند؛ به عنوان مثال 20 سال گذشته ترکیه پذیرفت که من برند خودرو ندارم، اما توانایی ساخت معتبرترين قطعات خودروهای دنیا را دارم. باید گفت که در حال حاضر معتبرترین قطعات خوردوهای دنیا در ترکیه، کره و برزیل توليد مي شود آمارها نشان می دهد که 70 درصد قطعات خودروهای معتبر کشورهای دنیا از جمله بنز آلمان، رویز رویز انگلستان و خودروهای آمریکایی در این کشورها انجام میشود و تنها 30 درصد آنها متعلق به چین است. پس ایران هم باید چنین عمل کند و به سمت زنجیره ارزش و تولید حرکت کند.
بخش دیگر موضوع این است که مردم ما سودنگر شده اند. در این روزها شما چند بار در تلگرام مشاهده کردید که با تلگرام سودآوری کن؟ چرا چنین شده ایم؟ چون عادت بانکی؛ تولید ما را از بین برده است. در ژاپن فرزندان عادت تولید دارند. یعنی عادت به خلق تولید کرده اند. اما متاسفانه ما ایرانی ها با وجود شیعه بودن و اعتقاد و باور خلق تولید؛ جزء تنبلترین مردم دنیا قرار گرفتهایم.
بنابراین باید دیدگاهمان را از سود به سمت ارزش ببریم و عادت سود بانکی را به سمت عادت تولید تغییر دهیم. مثلا پراید سود دارد، اما ارزش افزوده ندارد. متاسفانه شبکه بانکی کشور ما تولید را نابود کرده است.
محدوديت در تجارت فسادآور است

واقعیت تجارت این است که هر چه تجارت محدود شود، قابلیت فساد و قاچاق بالا می رود. مرز، محل کنترل قاچاق نیست. هیچ جای دنیا مرز کنترل نمی شود، بلکه شبکه توزیع کنترل میشود. ما 48 میلیارد دلار واردات داریم که از این میزان 32 میلیارد دلار مواد اولیه و کالاهای غیرمصرفی است. کلاً 10 میلیارد دلار کالاهای مصرفی داریم. کل واردات خودرو که هر روز برای آن خبررسانی می کنیم 5 درصد کل تولید داخل است. پس باید برای کنترل و راه حل فکر دیگر کنیم.
درباره این سایت